ابن داود الحلي
36
سه ارجوزه در كلام ، امامت وفقه ( فارسي )
داشتن آگاهى كافى وقدرت بيان ، منع شده است . ستايش امامان معصوم از كساني چون هشام بن حكم ، مؤمن الطّاق ، عبد الرّحمن بن حجّاج ، عبد الأعلى مولى آل سام ، محمّد بن حكيم و . . . بخاطر مناظرات سودمندشان وحتّى تشويق ايشان به ادامهء اين راه گواه بر اين ادّعاست . « 1 » همچنانكه در حديثي از امام باقر - عليه السّلام - چنين نقل شده است : « من أعاننا بلسانه على عدوّنا أنطقه اللّه بحجّته يوم موقفه بين يديه عزّ وجلّ » . « 2 » چهار - بسيار اتّفاق مىافتد كه بررسيهاى اعتقادي ومناظرات كلامي به مسائلي مربوط مىشود كه يا هيچگونه ثمر علمي وعملي ندارد ويا درك وفهم آنها جز با مدد وحى ممكن نيست . واز آنجا كه بيشتر مذاهب كلامي از اين دو آفت خطرناك دور نبودهاند ، امامان شيعه - سلام اللّه عليهم - پيروان خود را از پرداختن به چنين أموري بر حذر داشتهاند . « 3 » في المثل گفتگو پيرامون « خلق قرآن » - كه كمترين ارتباطي به عقايد ديني ندارد - سبب دودستگى مسلمانان شد وزيانهاى غير قابل جبرانى بر امّت اسلامى وارد آورد . « 4 » بحث در مسائل مربوط به قضا وقدر نيز از همين قبيل بود كه به پراكندگى أفكار انجاميد وآنان را كه از رجوع به سرچشمهء دانشهاى الهى محروم بودند ، به بيراهه كشاند . « 5 »
--> كارهء ومتكلّم است . هيچ چيزى شبيه أو نيست وأو شنوا وبيناست . ولى بر مكلّف واجب نيست كه دربارهء حقيقت اين صفات به كاوش پردازد ومثلا تحقيق كند كه آيا كلام خدا يا علم خدا حادث است يا قديم . بلكه اگر در اين زمينه به ذهن أو چيزى خطور نكند تا از دنيا برود ، قطعا با ايمان مرده است . وهرگز بر أو واجب نيست كه دلايل ارائه شده توسط متكلّمان را فراگيرد . + ونيز فرائد الأصول شيخ انصارى / 274 - 280 ديده شود . ( 1 ) - دربارهء جلالت قدر اين اشخاص واجازهء ائمّه دين به ايشان براي مناظره با مخالفان ، به كتب رجال ونيز أحاديث مذكور در بحار الأنوار 2 / 124 - 140 رجوع شود . ( 2 ) - بحار الأنوار 2 / 135 ح 36 ( به نقل از مجالس مفيد ) ( 3 ) - ر . ك . بحار 2 / 129 ح 11 و 12 ، 130 ح 15 ، 132 ح 23 ، 135 ح 34 ، 136 ح 37 و 139 ح 58 . در حديث أخير از امام باقر عليه السّلام آمده است : « ايّاكم وأصحاب الخصومات والكذّابين . فإنّهم تركوا ما أمروا بعلمه وتكلّفوا ما لم يؤمروا بعلمه حتّى تكلّفوا علم السّماء » . ( 4 ) - داستان مجادلات بىثمر ودرگيريهاى ناصواب مربوط به خلق يا عدم خلق قرآن از سوى اشاعره ومعتزله وماجراى « محنت » در روزگار مأمون در كتب ملل ونحل وكتب تاريخي آمده است . ( 5 ) - مسألهء قضا وقدر از پيچيدهترين بحثهايى است كه دربارهء جهان آفرينش مطرح شده واز ديرباز مورد گفتگو بوده است . از بيانات پيشوايان دين بر مىآيد كه اوّلا در اين مسأله بايد از راهنمائى وارشاد آموزگار وحى بهره جست وثانيا نظام خلقت انسان بگونهاى است كه نه جبر در كار است ونه تفويض . در توضيح اين نكته به متون كلامي وجوامع حديثي رجوع شود . ونيز براي آگاهى از مخالفت ائمّه معصومين -